اصول مدیریت کسب و کار

مدیریت اخلاقی چیست؟ چگونه یک مدیر اخلاقی باشیم؟

مدیریت اخلاقی چیست؟ چگونه یک مدیر اخلاقی باشیم؟

اصول مدیریت اخلاقی خیلی ساده است، این در حالی است که بسیاری از مدیران و سرپرستان آن را جدی نمی‌­گیرند که در چنین شرایطی نتیجه­‌ای جز شکست نصیب­‌شان نمی­‌شود، اما در مقابل یک مدیر موفق می­‌داند یکی از اصول مدیر موفق بودن، همین رهبری و مدیریت اخلاقی است. پس رهبری اخلاقی مسئله‌­ای است که گریزی از آن ندارید، حتی در زندگی روزمره.

حتماً تا به حال تجربه کارهای گروهی را داشته‌­اید. می‌­دانید که اختلاف نظر افراد مختلف در چنین گروه‌­هایی کاملاً طبیعی است. کارهای گروهی از پروژه‌­های مدرسه و دانشگاه گرفته تا شرکت­‌ها و سازمان­‌ها. زیرا هر کس از دیدگاه خودش مسائل را بررسی می­‌کند و همین باعث می‌­شود، چنین کارهایی نتایج بهتری داشته باشند، اما مهم این است که نگذاریم این اختلاف نظرها به بحث و جدل بین اعضای گروه کشیده شود، یا حتی ممکن است شرایطی پیش آید که سود خوبی در انتظارتان باشد اما به قیمت زیر پا گذاشتن اعتماد مشتریان و یا اخراج افراد متعهد در سازمان  باشد.

این‌ها همه شرایطی اخلاقی هستند که مدیران روزانه با آن سروکار دارند و باید تصمیم درستی در مواجهه با آنها بگیرند. تصمیم آنهاست که نشان می‌­دهد آیا مدیریت اخلاقی خوبی دارند یا خیر؟ چگونه؟ تنها با رعایت کردن اصول اخلاقی و این یعنی همان مدیریت اخلاقی. پس با این مقاله از تیم کارلیب همراه باشید تا با مفهوم مدیریت اخلاقی و چگونگی اجرای آن بیشتر آشنا شویم.

مدیریت اخلاقی چیست؟

اگر این سوال را از افراد مختلفی بپرسید، جواب­‌های متفاوتی دریافت می­‌کنید، اما با کمی دقت متوجه می­‌شوید یک نکته در تمام این جواب­‌ها مشترک است و آن: "دانستن و انجام دادن آنچه درست است" ولی تفاوت پاسخ­‌ها در تعریف کلمه "درست" است.

برداشت هر کس با هر عقیده و آدابی متفاوت است، زیرا  اخلاق بر اساس هنجارهای اجتماعی بنا شده است یا بر اساس قواعدی فلسفی که با منطق سازگارند، که به مقتضای فرهنگ و حتی زمان، فرق می­‌کنند.
پس مهم این است که شما به عنوان رهبر، مدیر یا رئیس یک مجموعه، شرایط محیط کاری­‌تان را بسنجید و بر اساس آن یکسری بایدها و نبایدهایی برای خودتان و همکاران‌­تان تعریف کنید، تا بتوانید مدیریت اخلاقی را به درستی اجرا کنید. این بایدها و نبایدها، اصول مشترکی هستند که به طور کلی نحوه اجرای صحیح مدیریت اخلاقی را به شما یادآور می‌­شود.

نحوه اجرای مدیریت اخلاقی 

همانطور که گفته شد بسته به موقعیت و شرایط کاری، مدیریت اخلاقی و ضوابط آن می‌­تواند متفاوت باشد، اما نکاتی که قرار است در ادامه آنها را بررسی کنیم به شما در تعیین استاندارد­های اخلاقی کمک می­‌کند.

1. ارزش‌های سازمانی‌ تعریف کنید.

وقتی شما به عنوان مدیر یک مجموعه معرفی می­‌شوید، دیگران به شما به‌ عنوان یک مدیر با اخلاق نگاه می‌کنند و شما را به نوعی الگوی خود قرار می‌دهند.
شما در واقعیت نیز باید همین­طور باشید که برای تحقق آن لازم است ابتدا ارزش‌های سازمانی‌تان را بدانید به‌طوری‌که بتوانید آن‌ها را در کسب‌وکار روزمره‌تان به کار بگیرید و به همکاران­‌تان نیز منتقل کنید.
کسی در این مسیر موفق می­‌شود که پایبند به بالاترین استانداردها و شرافت و راستی و درستی، باشد و به همین دلیل است که هر کدام از مدیران بخش‌های مختلف، باارزش‌های سازمانی این شرکت، هماهنگ هستند.

این ارزش­‌های انسانی یا به بیان دیگر، قواعد رفتاری معمولاً از هیئت‌مدیره و بیانیه‌ ماموریت، نشأت می‌گیرند و شما موظف هستید این قوانین را به ‌وضوح برای همکاران خود شرح دهید.
اینجاست که افراد شما متوجه می­‌شوند که چرا رفتار اخلاق مدارانه اهمیت دارد، پس، بیشتر علاقه‌مند می‌شوند که مطابق با اصول اخلاقی رفتار کنند. فراموش نکنید که در تعیین این ارزش­‌های سازمانی رضایت مشتری و ارباب رجوع را نیز در نظر بگیرید.

2. ارزش‌های شخصی خود را بشناسید.

نکته اول به کل سازمان مربوط می‌­­شود تا همه افراد در مسیر درستی قرار بگیرند و به هدف نهایی نزدیک شوند، اما به تنهایی کافی نیست.
مدیر یک مجموعه باید ارزش‌های شخصی‌ خودش را نیز بشناسد و آنها را هم مانند ارزش‌های سازمانی دنبال کند.

شما تنها با پرسیدن چند سوال از خودتان می‌­توانید به این ارزش­‌ها پی ببرید، مثل:
کدام استانداردهای رفتاری برای مجموعه من واقعاً اهمیت دارد؟ کدام ارزش‌های خاص را در مدیران دیگر تحسین می‌کنم که باید در خودم تقویت کنم؟ آیا این ارزش‌ها در خودم نیز وجود دارند؟ آیا هنوز هم با این ارزش‌ها زندگی می‌کنم، حتی اگر آن‌ها مرا در معرض معایب رقابتی قرار دهند؟ پاسخ این سوال­‌ها به شما کمک می­‌کند مدیریت اخلاقی بهتری داشته باشید.

3. جو مثبت در سازمان‌­ ایجاد کنید.

حالا که از ارزش‌های خود و مجموعه‌­تان مطمئن شدید، باید دست به کار ساختن محیطی مناسب برای تیم و سازمان­‌تان شوید.
این نکته هم از خودتان شروع می­‌شود، یعنی یک الگوی خوب بودن،  بهترین راه برای انجام این کار است.
افراد در رفتارشان از شما پیروی می‌کنند و آن‌ها هم به‌نوبه خود الگوی افراد دیگر می‌شوند.
این پیامدهای ادامه دارد که “اثر فزونگر” نامیده می‌شود، می‌تواند به‌سرعت فراگیر شود.

برای مثال، اگر صداقت به‌عنوان اولویت اول در لیست ارزش‌های شما قرار بگیرد، مطمئن باشید که تمامی افراد در اطراف‌تان این موضوع را درک کرده‌اند. هم­چنین این موضوعات می‌­تواند در جلسات گفتگوی همگانی نیز مطرح شود، تا به ‌راحتی اعضای تیم­تان را از ارزش‌ها آگاه کنید و اجازه بدهید آن‌ها هم آزادانه ایده‌هایشان را به شما منتقل کنند.

فراموش نکنید که پیامدهای رعایت نکردن اصول اخلاقی مجموعه و انجام دادن کارهایی که به ارزش‌های شرکت ضربه می‌زند یا قوانین را نقض می‌کند را نیز به آنها یادآور شوید.
این پیامدها به هیچ وجه نباید تنبیهی و کیفری باشند، اما باید به‌گونه‌ای باشند که  استانداردهای رفتاری مورد انتظارتان را به اعضای گروه یادآوری کند.
مهم‌­تر از همه یادآوری پیامدهای مثبت است. شما باید به افرادی که کاملاً مطابق با ارزش‌های سازمانی رفتار می‌کنند، پاداش بدهید. حتی در قالب یک “تشکر ساده” هم می­توانید قدردانی کنید. با این کار افراد بیشتری اصول اخلاقی را  رعایت کنند.

4. معضلات اخلاقی را به موقع شناسایی کنید.

معضلات اخلاقی به منزله اعلام وضعیت قرمز هستند و این شما هستید که به عنوان مدیر یک مجموعه باید آن را شناسایی و با آن مقابله کنید.
به خصوص زمانی که شرایط خاصی مانند خرید، استخدام، اخراج کردن، ترفیع و محاسبه پاداش هستید، زیرا چنین موقعیت‌هایی معضلات اخلاقی را به خود جذب می‌کنند، پس باید بسیار محتاط عمل کنید.

بگذارید با یک مثال توضیح دهیم، فرض کنید در جلسه‌­ای هستید و همکار شما قول افزایش 20 درصدی درآمد به شما و مجموعه‌­تان می‌­دهد، در حالی که شما می­‌دانید نهایت سود حاصل از پروژه مورد بحث، 5 درصد است! اغراق همکار شما به معنای زیر پا گذاشتن اصل صداقت است.
واکنش شما در این موقعیت چه خواهد بود؟ در حالی­ که او یک دوست و همکار صمیمی برای شماست، اما ندارد. آیا باید از او حمایت کنید یا واقعیت را با دیگر مدیران اجرایی در میان بگذارید؟

یا حتی شرایطی که خودتان مرتکب خطایی شده­‌اید، در چنین شرایطی چه ‌کار می‌کنید؟ آیا به آن اعتراف می‌کنید یا سعی در پوشاندن آن دارید؟ پیشنهاد می‌­کنیم به ندای درون خودتان گوش کنید. زیرا وجدان شما با ایجاد تشویش و اضطراب، آن را به شما اطلاع می‌دهد و اگر واقعاً موقعیت پیش آمده با ارزش‌ها و باورهای اصلی‌تان در تضاد بود، توقف کنید و پیش از هر اقدامی، کاملاً منطقی به آن فکر کنید.

5. با معضلات اخلاقی مقابله کنید.

شناسایی معضلات اخلاقی یک موضوع است و تصمیم ‌گیری راجع به این‌که در چنین موقعیت‌هایی چه تصمیمی باید گرفت، یک موضوع دیگر است. جدا از اینکه به خاطر روابط با همکاران و حتی دوستانه، در بسیاری از موقعیت­‌ها عمل کردن به آن تصمیم بسیار دشوار است، اما در اینجا چندین راه برای مقابله با معضلات اخلاقی را مرور می‌­کنیم:

  1. از قبل چنین موقعیت­‌هایی را پیش‌­بینی کنید و خودتان را برای مقابله با آن آماده کنید.
    بهتر است این تمرین را به صورت تیمی با همکاران‌­تان انجام دهید تا آنها نیز این موقعیت­‌ها را بشناسند و بتوانند با آن مقابله کنند.
  2. قبل از هر اقدامی مجدداً به تصمیم که گرفته‌­اید فکر کنید.
    به این فکر کنید که این تصمیم شما قرار است عمومی شود و جنبه‌­ای از مدیریت اخلاقی شما را نشان می­‌دهد. پس اگر این تصمیم عمومی شود، چه احساسی خواهید داشت؟ آیا به آن افتخار خواهید کرد؟ اگر پاسخ­‌تان منفی است، در تصمیم‌­تان تجدیدنظر کنید.
  3. حتماً مشورت کنید.
    کمک گرفتن از دیگر افراد در موقعیت‌های دشوار، به شما کمک می‌کند که منطقی‌تر به قضیه نگاه کنید و تصمیمات بهتری بگیرید، زیرا ممکن است دیگران از جنبه دیگری به قضیه نگاه کنند که از دید شما جا مانده است.
    نگران نباشید حتی مدیران موفق هم در شرایط دشوار از دیگران مشاوره می‌گیرند. فقط از کسی که برای مشورت انتخاب کرده‌اید مطمئن باشید تا مبادا شما را از مسیر رهبری اخلاقی منحرف کند.

6. شجاعت به خرج دهید.

اگر به نکته پنجم برگردید، اشاره کردیم که قبل از هر اقدامی به تصمیمی که گرفته­‌اید فکر کنید! چرا؟ زیرا اگر خودتان از تصمیمی که گرفته‌­اید مطمئن باشید و از تمام جنبه­‌ها بررسی کرده باشید، ممکن اگر برای دیگران هم عجیب باشد در حالی که مطمئن هستید حق با شما بوده است، اما بازهم پیامدهای ناخوشایندی را تجربه خواهید کرد.
برای مثال اگر متوجه خطای کاری یک نفر از همکاران­‌تان شدید باید به او تذکر دهید. کاری که می­‌کنید کاملاً درست است، اما ممکن است همکار شما شغلش را از دست بدهد!

در حالی که این طبیعی است که گاهی به ‌عنوان یک مدیر، احساس ناراحتی کنید، اما درسی که این موقعیت‌های سخت به شما می‌دهد این است که به خودتان و غرایز خود اعتماد داشته باشید.
اگر شما مضطرب نباشید و خونسردی‌تان را حفظ کنید و منطقی به قضیه نگاه کنید، غریزه‌تان شمارا به سمت مسیر درست هدایت خواهد کرد، بنابراین مدیریت استرس را تمرین کنید.

با رعایت این نکات به یکسری باید و نباید کلی برای خودتان و مجموعه‌­تان می‌­رسید که می‌­تواند به شما در مسیر مدیریت اخلاقی درست کمک کند، اما آنچه مهم‌­تر است حفظ این نکات تا پایان مسیر است تا مبادا به شکست منتهی شود و به عنوان یک مدیر بی ­اخلاق شناخته شویم.

عواملی که منجر به شکست مدیریت اخلاقی می‌شوند

"لیندا فیشر"، کارشناس مدیریت اخلاقی در این رابطه می‌­گوید، عواملی که منجر به شکست مدیریت اخلاقی می­‌شود بر دو نوع هستند:

1. علل فردی

نادیده گرفتن مرزها مانند ارزش‌های سازمانی یا مجموعه قوانین صنعتی، همرنگ جماعت شدن (وقتی همه آن را انجام می‌دهند، چرا من انجام ندهم؟) و عدم خویشتن داری.

2. علل سازمانی

نبود الگوهای مثبت، نبود استانداردهای مدون رفتاری و تربیتی و نداشتن مسئولیت پذیری اجتماعی.

قطعاً تا به اینجا، به اندازه کافی با مفهوم مدیریت اخلاقی آشنا شده‌­اید، الان وقت آن رسیده است تا خودتان را بسنجید و ببینید آیا شایستگی لازم برای رهبری اخلاقی یک مجموعه را دارید یا خیر؟ چگونه؟ کافی است ویژگی­‌های یک مدیر اخلاقی را بدانید و ببینید آیا با شخصیت شما مطابقت دارد یا نه.

ویژگی‌های مدیر با اخلاق حرفه‌ای 

ویژگی­‌های یک فرد موفق برای داشتن اخلاق حرفه‌­ای در مدیریت شامل:

1. صلاح مجموعه را بر منافع شخصی خودش مقدم می‌داند.

خیلی از مواقع به عنوان مدیر یک مجموعه در شرایطی قرار می­‌گیرید که باید تصمیمی بگیرید که ممکن است به صلاح شخص شما نباشد، اما منافع تیم‌­تان را به دنبال دارد.
مقدم دانستن آن بر منافع شخصی ممکن است به اندازه‌ی تعریف مدیریت اخلاقی دشوار باشد، اما نتیجه خوبی در انتظار شما خواهد بود.
لازم نیست حتماً مثل خیلی از رهبران در نبردی بمیرید یا به زندان بروید تا شایستگی لازم را داشته باشید. فقط کافی است خود و منافع شخصی‌تان را کنار بگذارید و کاری را انجام دهید که به خیر سازمان یا افرادی است که در قبالشان مسئولید.

2. خیلی در نقش و موقعیت‌ خود غرق نمی‌شود.

درست است که باید در انجام مسئولیتی که به شما واگذار شده است دقت کنید تا بتوانید جایگاه­‌تان را حفظ کنید، اما در عین حال باید کمی شوخ طبعی هم داشته باشید.
این خصلت انسان­‌ها است. فراموش نکنید که رهبران انسانند و باید انسان بمانند. پس اگر خیلی جدی از قلمرو مدیریت‌­تان محفاظت کنید کارایی شما کاهش می‌یابد و ادعای‌تان درباره‌ی رفتار اخلاقی بی‌ارزش می‌شود.

3. منصف است و محترمانه برخورد می‌کند.

مهم­‌ترین خصوصیت در مدیریت اخلاقی همین ویژگی است. نحوه‌ی رفتار شما با کسانی­‌که با آنها سروکار دارید، فارغ از اینکه جامعه چه نگاهی به آنان دارد، نشان می‌دهد به چشم دیگران چگونه‌اید و در حقیقت چه کسی هستید.
فراموش نکنید که همه برابر آفریده شده‌اند. این به این معنا نیست که همه‌ی افراد با هم یکی هستند یا آنکه توانایی و استعداد برابر دارند بلکه یعنی همه‌ی افراد به یک اندازه ارزشمند، و شایسته‌ی رفتار محترمانه هستند.
اگر شما به عنوان یک مدیر، چنین رفتاری داشته باشید قطعاً درس بزرگی برای اطرافیان خواهد شد، چون شما الگوی یک مجموعه هستید.

4. در معاملات روراست و صادق است.

قطعاً همکاری شما با دیگران به افرادی که در مجموعه خودتان هستند، ختم نمی‌­شود. پس لازم است در همه معاملات رو راست باشید.
به عنوان یک همکار خوب و قابل ‌اعتماد، وقتی به عنوان فردی راستگو و منصف شناخته شوید این آوازه به سازمان شما هم منتسب می‌شود و سایر سازمان‌ها خواهان برقراری ارتباط با شما می‌شوند.

5. روابط عمومی مناسب دارد.

حتماً سعی کنید بین خود و همکاران‌تان راه‌های ارتباطی داشته باشید و آنها را حفظ کنید. به گونه‌­ای که همه بدانند که شما اجازه می‌دهید از مسائلی که برای‌تان مهم است و هر اطلاعات مهم دیگر باخبر شوند،‌ با این کار اعتمادشان به شما بیشتر می‌شود. در نتیجه شایعات، کنایه‌ها، شک‌ها و دلخوری‌ها به میزان چشم‌گیری کاهش پیدا می­‌کند.

6. مهارت­‌های فردی خود را تقویت می­‌کند.

  • مهارت‌­هایی مثل تقویت زبان بدن، حالت چهره، تن‌ و گام صدا و… .
  • توجه به ارتباط غیرکلامی برای نشان دادن توجه و احترام.
  • بهبود مهارت گوش ‌دادن فعال.
  • تلاش برای شفافیت در انواع ارتباطات کلامی و نوشتاری.
  • افزایش همدلی.
  • درک بهتر روابط بین فردی.
  • تلاش برای رسیدن به فهم بهتری از خود و خودشناسی.

7. تفاوتی بین اقوام و گرایش‌ها قائل نمی‌شود.

فراگیر است. فراگیر بودن به این معناست که با همه اقوام، نژادها، طبقات، فرهنگ‌ها، گرایش‌های مختلف و... کار کنید و تمایل به استخدام­‌شان داشته باشید.
هم­‌چنین دیگر افراد مجموعه­‌تان را به یادگیری سنت‌ها و دیدگاه‌های یکدیگر و احترام به این دیدگاه‌ها دعوت کنید تا بحث بدون جانب‌داری درباره‌ی آنها هنگام بروز تعارض یا مخالفت داشته باشید.

8. شجاعت ترک سِمَت و حتی استعفا دارد.

وقتی کسی مدیریت اخلاقی را تمرین می‌­کند، می­‌داند که باید در جهت ارتقا شخصیت خودش تلاش کند. به بیان دیگر، سازمان‌ها، شرکت­‌ها، تیم­‌ها و... باید در مسیر بالغ شدن­‌شان رشد و تغییر کنند.
یک رهبر اخلاقی خوب تشخیص می‌دهد چه زمانی همه‌ی کارهای لازم را انجام‌ داده‌ یا چه زمانی سازمان برای ادامه‌ی رشد خود نیاز دارد فرد دیگری سکان هدایت مجموعه را به دست گیرد. شجاعت اعتراف به چنین کاری یا حتی استعفا از هر کسی برنمی‌آید.

موفقیت کاری با اخلاق حرفه‌­ای در مدیریت

مدیریت اخلاقی از جمله اصول هر کاری است، حتی رهبری­‌های غیر رسمی که ممکن است در طول روز با آنها برخورد داشته باشیم مثل مدیریت ساختمان و...
شاید به دید خیلی از افراد مسئله ساده‌­ای باشد، اما به نتیجه آن فکر کنید که شما به عنوان فرد منصف، درستکار و با اخلاق شناخته می­‌شوید. چه چیزی با ارزش­تر از این؟
این مقاله و دیگر مقالات وبلاگ کارلیب به شما به رشد و تقویت شخصیت­‌تان کمک می­‌کند تا بهتر بتوانید شغل آینده‌­تان را مدیریت کنید. کارلیب در انتخاب مسیر شغلی شما نیز یاری‌تان خواهد کرد، کافیست به آدرس karlib.ir سری بزنید.

 

مائده عابدی
بدون دیدگاه
بحث درباره این مقاله را شما آغاز کنید!