توسعه کسب و کار

تجزیه و تحلیل کسب و کار چیست؟ با چه ابزار و تکنیک‌هایی انجام می‌شود؟

تجزیه‌وتحلیل کسب و کار را می‌توان به‌عنوان یک رشته تحقیقاتی در نظر گرفت که به شما در یافتن نیازهای تجاری و شناسایی راه‌حل برای مشکلات تجاری کمک می‌کند.
راه‌حل‌هایی که تحلیلگر کسب و کار میدهد، ممکن است شامل توسعه نرم افزار و اجزای سیستم‌ها، بهبود فرآیند، تغییرات سازمانی، یا برنامه‌ریزی‌ استراتژیک و حتی توسعه سیاست‌ها باشد.
در واقع هدف از تحلیل کسب و کار، شناسایی راه‌حل‌هایی است که سبب پیشرفت و توسعه کسب و کار می‌گردد. در این مقاله به اهمیت و ضرورت تجزیه و تحلیل کسب و کار پرداخته و سپس به معرفی شغل تحلیل‌گر کسب و کار می‌پردازیم و در نهایت مراحل انجام فرآیند تجزیه‌وتحلیل کسب و کار و تکنیک‌های رایج آن را معرفی می‌کنیم.

استراتژی اقیانوس

 

ضرورت و اهمیت استفاده از تجزیه و تحلیل کسب و کار

در زیر تعدادی از دلایل مهم استفاده از روش‌های تجزیه و تحلیل کسب و کار ذکر شده است:

  1. به شما کمک می‌کند که با ساختار و پویایی شرکت خود آشنا شوید.
  2. به شما این امکان را می‌دهد که مشکلات موجود در سازمان خود را بشناسید.
  3. به شما این امکان را می‌دهد که پتانسیل‌های بهبود دهنده را شناسایی کنید و راه‌حل‌هایی را جهت دستیابی به اهداف پیدا کنید.
  4. این مبحث به شما کمک می‌کند که نیاز به تغییرات را پیدا کرده و در مورد آن بحث کنید.
  5. در نهایت با استفاده از این روش‌ها می‌توانید ارزش ارائه‌شده توسط سازمان را برای سهامداران بالا ببرید.

تجزیه و تحلیل کسب و کار به این دلیل مهم است که سازمان بدین‌وسیله می‌تواند قدرت مالی خود را در بازار به دست آورد. در واقع با تجزیه و تحلیل تجارت، سازمان مهارت‌های کسب و کار و تکنیک‌های فنی را آموزش می‌بیند و آن‌ها را تقویت می‌کند.
این مهارت‌ها از روش‌های برنامه‌ریزی‌شده به دست می‌آیند که برای کارفرمایان بسیار جذاب هستند. به همین دلیل این تکنیک‌ها در همه سطوح کسب و کار الزامی هستند. در ادامه با مهمترین این استانداردها آشنا می‌شوید.

استاندارد BABOK

استاندارد BABOK مخفف مجموعه دانش تجزیه و تحلیل کسب و کار است که توسط انستیتو تجزیه و تحلیل تجارت بین‌المللی یا IIBA آمریکا توسعه داده شده است. این استاندارد در واقع چهارچوبی است که تجزیه‌وتحلیل کسب و کار را توصیف کرده و وظایف آن را عنوان می‌کند.
در نسخه 2 BABOK، تجزیه و تحلیل تجارت، به‌عنوان مجموعه‌ای از وظایف و تکنیک‌های مورد استفاده برای کار، سیاست‌ها و عملکردهای سازمان و همچنین توصیه راه‌حل‌هایی که سازمان را قادر به دستیابی به اهداف خود می‌کند، تعریف شده است.

مدرک این انستیتو CBAP است و تحلیلگر با مطالعه در زمینه این استاندارد، می‌تواند در همه نوع سازمانی، به فعالیت تحلیل کسب و کار بپردازد. به‌طور خیلی ساده می‌توان گفت تجزیه‌وتحلیل کسب و کار به سازمان‌ها کمک می‌کند تا مشکلات و فرصت‌های خود را تعریف کنند، راه‌حل‌های بالقوه را ارزیابی کرده و اعتبارسنجی نمایند. همین‌طور بررسی نمایند که آیا راه‌حل‌های پیاده‌سازی شده، برای آن‌ها مزایایی را در بر دارد یا خیر.

شرکت دانش بنیان

تحلیلگر کسب و کار کیست؟

تحلیلگر کسب و کار؛ مسئولیت ایجاد مدل‌های جدید، برای پشتیبانی از تصمیمات تجاری را بر عهده دارد. این تصمیمات با همکاری تیم‌ مالی و فناوری اطلاعات سازمان انجام می‌پذیرد و شامل ابتکارات و استراتژی‌هایی برای بهبود اوضاع و بهینه‌سازی هزینه‌ها است.
بنابراین یک تحلیلگر کسب و کار باید دارای درک کافی از الزامات تجاری، تجربه کافی در پیش‌بینی و بودجه‌بندی، تجزیه و تحلیل کسب و کار مالی و آشنایی با شاخص‌های اصلی عملکردی باشد.

باب گریگوری، استاد و مدیر برنامه دانشگاهی در دانشگاه "بلو"، می‌گوید: «شناسایی و سپس اولویت‌بندی الزامات فنی و عملکردی، در لیست مسئولیت‌های یک تحلیلگر قرار دارد.»
در واقع آن‌ها باید این توانایی را داشته باشند که بدانند دقیقا چه کاری باید انجام دهند؟ چگونه این کار را انجام دهند؟ از چه کسانی باید ورودی بگیرند؟ و چگونه می‌توان در مورد تمام این‌ گزارشات و داده‌ها به توافق رسید؟

نقش تحلیلگر کسب و کار 

تجزیه و تحلیل کسب و کار در واقع یک رویکرد منظم برای مدیریت تغییرات در سازمان‌ها بوده که تحلیلگر کسب و کار در واقع عامل این تغییرها است.
تحلیلگران معمولاً راه‌حل‌ها را شناسایی می‌کنند و جهت بالا بردن ارزش‌های سازمان آن‌ها را تعریف و اجرایی می‌کنند. تحلیلگران کسب و کار در تمام سطوح سازمان فعالیت دارند و خود را درگیر همه مسائل می‌کنند.
تعریف استراتژی‌ها، ایجاد معماری منابع انسانی، ایجاد معماری سازمانی، تعریف اهداف و الزامات برنامه‌ها و بهبود مستمر فناوری‌ها از جمله وظایف این افراد در سازمان است.

نتیجه کار تحلیلگر کسب و کار 

تحیلگر کسب و کار با تجزیه و تحلیل مناسب، سبب تحقق منافع، اجتناب از هزینه‌ها، شناسایی فرصت‌های جدید، درک توانایی‌های موردنیاز و مدل‌سازی سازمانی می‌شود؛ بنابراین با استفاده از یک تجزیه و تحلیل مؤثر، می‌توان اطمینان حاصل کرد که سازمان مربوطه این مزایا را دریافت کرده و در نهایت نحوه تجارت خود را بهبود می‌بخشد.

وظایف و مهارت‌های تحلیلگر کسب و کار

مسئولیت‌های یک تحلیلگر کسب و کار به شرح زیر است:

  1. ایجاد دقیق تجزیه و تحلیل کسب و کار (طرح مشکلات، فرصت‌ها و راه‌حل‌های دستیابی به موفق در کسب و کار)
  2. بودجه‌بندی
  3. برنامه‌ریزی و مدیریت برنامه ریزیسینرژی یا هم‌افزایی
  4. تحلیل مغایرت‌ها
  5. قیمت‌گذاری
  6. گزارش نویسی
  7. تعریف الزامات تجاری و گزارش‌دهی به ذینفعان

جدا از همه این‌ها یک تحلیلگر برای تحلیل کسب و کار باید دارای مهارت‌های زیر نیز باشد:

  • مهارت‌های ارتباطی (کتبی و شفاهی)
  • مهارت‌های فردی
  • مهارت‌های تسهیل سازی
  • مهارت حل مسئله
  • دارا بودن دقت بالا و جزئی‌نگری
  • آشنایی با مهارت‌های مدیریتی
  • هوش مالی بالا
  • توانایی تحلیل سهام
  • مهندسی نیازمندی‌ها
  • تجزیه و تحلیل هزینه‌ها
  • توانایی مدل‌سازی فرآیندها
  • آشنایی با انواع شبکه‌ها، پایگاه داده و سایر فناوری‌های روز

از این‌رو با توجه به موارد بالا، بهتر است قبل از هر چیز در استخدام تحلیلگر کسب و کار دقت بیشتری به خرج داد. کارلیب در این مسیر در فرآیند جذب و استخدام منابع انسانی در کنار صاحبان مشاغل و کارفرمایان است تا سازمانی کارآمد داشته باشند.

 

فرآیند تجزیه و تحلیل کسب و کار

چگونه می‌توان تجارت و نیازهای آن را تجزیه و تحلیل کرد؟ در پاسخ به این سؤال باید موارد زیر را عنوان کرد: 

1. تجزیه و تحلیل سرمایه‌گذاری:

این بخش، مجموعه‌ای از فعالیت‌های قبل از پروژه را شامل می‌شود که منجر به انتخاب پروژه می‌گردد. این فعالیت‌ها به حفظ معماری تجارت شما کمک می‌کند و شما را برای تصمیم‌گیری آماده می‌کند. به همین دلیل در تجزیه و تحلیل کسب و کار بسیار مفید است.

2. برنامه‌ریزی و مدیریت نیازمندی‌ها:

در این مرحله شما باید وظایف و منابعی که با برنامه‌ریزی شما در ارتباط هستند را تعریف کنید. در واقع این مرحله به شما کمک می‌کند تا اطمینان حاصل کنید که فعالیت‌های انجام شده مناسب پروژه هستند یا خیر.

3. استخراج نیازمندی‌ها:

این مرحله شامل تحقیق و کشف نیازمندی‌ها از کاربران، مشتریان و سهامداران است.

4. تجزیه و تحلیل نیازمندی‌ها:

در این مرحله چگونگی نیاز سهامداران به تجزیه و تحلیل کسب و کار، ساختار و طراحی و اجرای راه‌حل‌ها شرح داده شده است. تجزیه و تحلیل نیازمندی‌ها به شما کمک می‌کند تا روش‌ها و ابزارهای مورداستفاده برای داده‌های خام را تعریف کنید.

5. ارتباطات موردنیاز:

این مرحله مجموعه‌ای از فعالیت‌ها جهت بیان خروجی تجزیه و تحلیل نیازمندی‌ها است. علاوه بر این قبل از اجرای یک راه‌حل، باید مورد ارزیابی و تأیید قرار گیرد.

6. تکامل و اعتبار سنجی راه‌حل‌ها:

در این مرحله مشخص می‌شود که راه‌حل شما می‌تواند اهداف را برآورده کند یا خیر.

تکنیک‌های رایج در تجزیه و تحلیل کسب و کار

1. تکنیک MOST؛

این تکنیک، یک فرم کوتاه از اهداف و استراتژی‌ها است که به مدیران اجازه می‌دهد تا یک تجزیه و تحلیل کاملی از هدف یک سازمان داشته باشند و نحوه دستیابی به این اهداف را مشخص می‌کند.
تکنیک MOST از بهترین روش‌های تجزیه و تحلیل کسب و کار است که با استفاده از آن تحلیلگر کسب و کار، آنچه را که باید سازمان انجام دهد را موردبررسی و تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد.

2. تکنیک PESTEL؛

همیشه یکسری عوامل محیطی وجود دارند که بر روی برنامه‌ریزی‌های استراتژیک کسب و کار تأثیر می‌گذارند. این مدل به تحلیلگران کمک می‌کند تا تمام عوامل خارجی را که ممکن است سازمان را تحت تأثیر قرار دهند، ارزیابی کنند و همچنین نحوه بررسی آن‌ها را مشخص می‌کند. شناسایی این محرک‌های کلیدی از جمله وظایف تحلیلگر کسب و کار است.

این روش دارای یک چارچوب ساده برای تجزیه‌وتحلیل کسب و کار است که شامل مهارت‌های کاربردی است. به‌وسیله این تکنیک، می‌توان تهدیدات بالقوه را شناسایی و کاهش داد.

3. تکنیک SWO

این متد فرم کاملی از نقاط ضعف، نقاط قوت، فرصت‌ها و تهدیدها است. در واقع این متد به شما کمک می‌کند که بخش‌های دارای نقاط ضعف و قوت را پیدا کنید. همچنین امکان تخصیص منابع مناسب را فراهم می‌کند. این بخش مشخص می‌کند که زمینه‌های مشکل چیست و راه‌حل‌های پیشنهادی چگونه بر کسب و کار و افراد مرتبط با آن تأثیر می‌گذارند. این تکنیک، یک تکنیک رایج تجزیه و تحلیل کسب و کار است.

4. تکنیک MosCow؛

در این روش یک چارچوب ارائه می‌شود که نیازهای فردی در آن موردبررسی قرار می‌گیرد. در این متد همچنین اولویت‌بندی نیازها انجام می‌شود.

5. تکنیک CATWOE؛

این تکنیک به شما کمک می‌کند تا تمام فرآیندهایی که ممکن است کسب و کار شما را تحت تأثیر قرار دهد، بشناسید. این اصطلاح مخفف کلمات مشتریان، بازیگران، فرآیند تحول، نمای جهانی، مالک و محیط‌زیست است.
در واقع شناسایی می‌کند که مشتریان شما چه کسانی هستند، چه کسانی درگیر این وضعیت هستند، چه فرآیندهایی از این مسئله تأثیر می‌پذیرند، چه کسانی مالک این وضعیت بوده و اثرات گسترده این وضعیت چه چیزی است. از مهم‌ترین مزیت‌های این تکنیک، دریافت برداشت‌های متفاوت از ذینفعان در یک پلتفرم مشترک است. به همین جهت این تکنیک یک تکنیک تقریبا کامل برای تجزیه و تحلیل کسب و کار به نظر می‌رسد که البته می‌توان با دیگر تکنیک‌ها هم زمان از آن نیز استفاده کرد.

6. تکنیک The 5 Whys؛

این متد شامل سؤالات عمده‌ای است که به تحلیلگران کمک می‌کند تا علت و ریشه وضعیت موجود را پیدا کنند.

7. تکنیک Six Thinking Hats؛

این روش به شما کمک می‌کند که دیدگاه‌ها و ایده‌های متناوب را در نظر بگیرید. در این روش تعدادی سؤال‌های پیشگویی وجود دارد که به تحلیلگران کمک می‌کند که ریشه مشکلات را پیدا کنند.

تکنیک‌های بالا همه کارآمد و مفید هستند و وظیفه تحلیلگر کسب و کار این است که بهترین را انتخاب کند و با توجه به آن، تجزیه و تحلیل کسب و کار را تا حصول نتیجه به انجام برساند.

سخن پایانی

تجزیه و تحلیل کسب و کار ممکن است در هر زمینه‌ای اتفاق بیفتد و تحلیلگر باید با توجه به مسائل موجود در کسب و کار، به دنبال راه‌حل‌های مناسب باشد.
افراد گوناگون با تخصص‌های مختلف می‌توانند با مدرک تحصیلی مدیریت کسب و کار (MBA)، مهارتهای لازم برای تجزیه و تحلیل کسب و کار را کسب کرده و در راستای دستیابی به اهداف سازمانی کسب و کار مورد نظر خود گام بردارند.

سهیلا حیدریان
بدون دیدگاه
بحث درباره این مقاله را شما آغاز کنید!